اشعار ادبی

شعر و ادب فارسی.از نظم و نثر

تبلیغات تبلیغات

زن طلاییست که عاشق شدنش اجبار است

زن طلاییست که عاشق شدنش اجبار است همچو برگیست که گریان شدنش اخطار است مثل ماه است که در پرده شب الماس است همچو خورشید که زیبا شدنش تکرار است گاه در وقت سحر مثل هل چایی صبح گاه چون لذت شیرینی یک افطار است زن همان مادر من هست که پابوسی او صد ثواب است که در سختی ما انصار است چون درختیست که در زیر پرش آرامم بهترین منزل دور از گنه و آوارست زن نشانیست که بر روی زمین آمده است دیدنش لحظه ی ایمان به خدا,, اقرارست زن طلاییست که عاشق شدنش اجبارست صد ثواب است که در
اشعار ادبی ، ۱۴۰۲-۱۲-۲۳ ، متفرقه
در صورتی که این صفحه دارای محتوای مجرمانه است یا درخواست حذف آن را دارید لطفا گزارش دهید.

مطالب پیشنهادی

آخرین مطالب سایر وبلاگ ها

جستجو در وبلاگ ها